Wednesday, April 14, 2010

أغاز تازه‌ای به ترجمه از زبان فارسی به زبان اینگلیسی

امروز تصمیم گرفتم که دیگر نمی‌خواهم در این وبسایت فقط به زبان فارسی بنویسم بلکه هم می‌خواهم سعی کنم چند آثار ادبی را ترجمه کنم. اولین اثری که انتخاب کردم یکی از شعرها حافظ است. البته شاید این یک مقصود جاه طلبی است برای اولین بار و دیک دِیویس، یکی از برجسته‌ترین ترجمان زبان فارسی به اینگلیسی گفته است که شعر حافظ غیر قابل ترجمه هست، و موافقم که مطابق با روش او و معنی که او به «ترجمه کردن» می‌دهد کاملا ممکن نیست. ولی من می‌خواهم ترجمه کنم به منظور اینکه معنی این شعر به اینگلیسی، حفظ کنان بعضی از عناصر ساختارش، نقل کنم. به نظرم این هدف محال نیست، بلکه قابل تحقق است. زیر این هم متن کاملِ یکی از غزلیات حافظ را نوشتم و هم ترجمه من:

Where are the glad tidings of your union, so that from this life I may rise?
I am a bird of heaven, from the snare of the world I must rise.
I swear by your love that if you call me your slave,
Beyond mastery of the universe I will rise.
O Lord, pour down rain from the cloud of guidance,
Before, like dust from the midst, I rise.
Sit beside my tomb with wine and minstrel,
Until, from within it, dancing with your scent, I rise.
Rise and stand tall, O sweet idol of motion,
So that like Hafez, from this life and world, I may rise.
Though I be old, draw me into your embrace one night,
So at dawn, from beside you, youthful I may rise.

متن اصلی
غزل ۳۳۶ - حافظ

مژدۂ وصل تو کو کز سر جان بر خیزم
طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم

به ولای تو که گر بندۂ خویشم خوانی
از سر خواجگی کون و مکان بر خیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیش تر زانکه چو گردی ز میان بر خیزم

بر سر تربت من با می و مطرب بنشین
تا ببویت ز لحد رقص کنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات
که چو حافظ ز سر جان و جهان بر خیزم

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحرگه ز کنار تو جوان بر خیزم

هنوز به این ترجمه کار می‌کنم و هم می‌خواهم یک متن دیگری را متنشر کنم که در آن سعی نمی‌کنم پایان یکنواخت و تکرارِ هر بیت نگه دارم به زبان اینگلیسی. به پیشنهادها البته بگویم خوش آمدید. شاد و پیروز باشید

Sunday, May 24, 2009

مقالاتی که خواندم از بی بی سی

دیروز دو تا مقاله کوتاهی را خواندم و می‌خواستم اینجا با واژگان نویم تمرین کنم. اولین مقاله اینجا می‌توان پیدا کرد http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/05/090523_aa_skorea.shtml

این مقاله درباده رئیس جمهوری کره جنوبی است که شنبه ۲۳ مه خودش را کشت. وی با یکی از دستیارانش در منطقه کوهستانی سفر می‌کرد و از کوهی سقوط کرد. گفته می‌شود که یک یادداشته نوشته بود که در آن از کشورش برای جرمش معذرت خواست. جرمش این بود که یک رشوه حدود میلیونها دولار قبول کرد، و اخیرا با اتهام این جرم مواجه شد. قبل از اینکه وی به قدرت ریسید وکیل دادگستری متخصص به حقوق بشر بود. لازم است که به تحقیقات ادامه می‌دهند تا بدانیم علت این وقوع چه بود

Sunday, May 17, 2009

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود

سلام به همه. من امروز می‌خواستم درباره مجموعه داستان کوتاه یکی بود یکی نبود، نویسنده جمالزاده، حرف بزنم. در این مجموعه داستنی هست که عنوان آن به عنوان بلاگ من گرفتم -- فارسی شکر است. این داستان زیاد لهجه‌ها و اصتلاحات مختلف فارسی به کار می‌برد، و جمالزاده سعی می‌کند سخن مردم واقعی را تقلید کند. مثلاً در داستان یک شیخ هست که با ترکیب عجیبی از فارسی و عربی قرانی صحبت می‌کند. مرد جوان فرنگی هست که از خیلی کلمات زبان فرانسه استفاده می‌کند. این هر دو شخصیات، مرد جوان فرانسوی و شیخ، با پسر کوچکی صحبت می‌کنند، اما او فکر می‌کند که آنها دیوانه‌اند برای اینکه فارسی «عادی» بلد نیستند.
در شرف حركت بوديم ديديم رمضان دوان دوان آمد يك دستمال آجيل به دست من داد و يواشكي در گوشم گفت «ببخشيد زبان درازي مي‌كنم ولي والله به نظرم ديوانگي اينها به شما هم اثر كرده والا چه طور مي‌شود جرات مي‌كنيد با اينها همسفر شويد!» - یکی بود یکی نبود
پس هیچوقت دستگیر پسر نمی‌شود که همه این مردم در واقع فارسی بلدند ودیوانه نیستند، ولی این داستان نمی‌توانست به این خنده‌آ‌وری باشد بدون این سوء تفاهم مضحک.

Saturday, May 16, 2009

اولین پست فارسی شکر است

سلام دوستان. من نمی‌توانم خیلی خوب به فارسی بنویسم برای اینکه فقط یک دانش آموز فارسی‌ام و این زبان مادرم نیست. پس، این بلاگ را می‌نویسم نه بخاطر اینکه می‌خواهم درباره چیزی خاص بنویسم بلکه بخاطر اینکه من به تمرین نشوتن به فارسی احتیاج دارم. فکر می‌کردم مهم بود این را بگویم قبل از اینکه شروع کنیم. البته مرا تصحیح کنید اگر غلط کنم لطفاً.

فرض می‌کنم راجع به یک مقاله‌ای که چند هفته پیش در روزنامه اطلاعات خواندم صحبت کنم. این مقاله درباره مالیاتی نو ایران بود که سعی می‌کند بورس بازی را کاهش کند. هدف این مالیات محترم است و شاید می‌توانیم ازش استفاده کنیم در ایالات متحد آمریکا. شورای عالی این قانون را مصوب کرد که نمی‌گذارد کسی مسکنی بخرد و بفروشد بیشتر از سالی دو بار بدون مالیات بزرگ. به نظرم فکر خوبی است ولی ما باید منتظر باشیم ببینیم که کار می‌کند یا نه

ُآیا ما قانونی شبیه به این در آمریکا نداریم؟ من که دلال مسکن نیستم مطمئن نیستم